
519-بچه تركه ميگه بابا چرا به ما ميگن خر ، باباش ميگه : نميدوني ؟ ميگه :نه . تركه ميگه :خوب برو يه قابلمه با يه چوب بيار . بچه ميره مياره. تركه با چوب ميزنه رو قابلمه ، يه دفعه بچه تركه ميگه : إه با با دارن در ميزنن. تركه ميگه حالا فهميدي چرا به ما ميگن خر . پسره ميگه نه .تركه ميگه خوب پس حالا اين چوب رو بگير تا من برم در رو وا كنم
520- يه مورچه با يه پشه ازدواج مي كنند بچه دار نمي شند ميدونيد چرا؟ چون مورچه موقع خواب پشه بند مي زده
521-رشتيه ميخواسته براي بچه اش شناسنامه بگيره از کل نام خانوادگيهاي رشت مخرج مشترک ميگيره
522- قدرت ديد خانوم ها : يك تار مو رو از روي كت شوهرشون پيدا ميكنن . ، موقع رانندگي تير برق رو نميبينن و ميخورن بهش
523- از ترکه لب ميگيرن جو مي گيرتش حامله ميشه
524- به قزوینیه میگن بهترین روز عمرت چه وقتیه ، ميگه : سيزده به در ، ميگن چرا ؟ ، ميگه : سيزده به در اون قدر بچه گم ميشه .ميگن خوب بدترين روز عمرت چه وقتيه .، ميگه سيزده به در ، ميگن چرا ؟ ميگه بچگي هام اون قدر گم شدم
525-قزوینیه میره جلو آینه وپشتشو نگاه میکنه و میگه: یار در خانه وما گرد جهان میگردیم
526- رشتي نصفه شب بلند ميشه آب مي خوره ميگه: سلام بر حسين يه نفر از زير تخت ميگه : سلام عباس آقا
527- مي دونستي صاحب شرکت نوکيا يه قزوينيه؟ مي گي نه؟ مگه نديدي وقتي گوشيت رو روشن مي کني يه مرد دست يه بچه رو مي گيره؟
528-حجت الاسلام قرائتی : دختر خوب دختریه که دوست نشه , دوست شد چی....؟ پارتی نره , پارتی رفت چی....؟ بوس نده بوس داد چی....؟ یه صلوات بفرسین
529-دعاي روز 31 رمضان : خدايا چي ميشد که ماه رمضونم مث جام جهاني هر 4 سال يه بار تکرار ميشد اونم تو کشوراي ديگه ؟؟ هان؟
530-قزوينيه يك تريپ بچه خوشگل بلند ميكنه، ميبره خونه. خلاصه واسه اينكه مخ بچه رو بزنه، ميره آلبوم خانوادگيشون رو مياره، شروع ميكنن با هم تماشا كردن و درضمن قزوينيه واسه پسره تعريف ميكرده كه: بالام جان، اينو كه ميبيني، پسر خالمه... من كردمش، مهندس شد! اين يكي رو كه ميبيني، پسر داييمه، اينم من كردم، دكتر شد!! خلاصه همين طور يكي يكي ملت فاميل رو نشون پسره ميداده و ميگفته كه من كردمش و فلان كاره شد، يهو مادر قزوينيه از آشپزخونه داد ميزنه: بالام جان، اگه ميده بكن... اگه نميده هم بيخود فاميلو كوني نكن!
531-يه زنه با يه ماشين شيک داشته مي رفته که چشش به يه مرد لاغر مردني مي افته سوارش مي کنه و ميبردش خونه!! مرده هم خوشحال ميشه و با خودش ميگه خدا رو شکر ما هم به يه نون و نواي رسيديم!!!زنه ميگه لخت شو تا من بيام!!بعد از چند دقيقه زنه دست پسرشو ميگيره و مياره تو ميگه:ببين پسرم اگه غذا نخوري مسه اين اقاهه ميشي ها!!!
532-يارو ميره ديوونه خونه ميبينه همه تو صف واستادن دارن يكييكي تو يه سوراخه نگاه ميكنن بعد دوباره ميرن ته صف واميسن. يارو كنجكاو ميشه ببينه تو سوراخه چه خبره، خودش هم ميره تو صف واميسه و تو سوراخه رو نگاه ميكنه هيچي نميبينه، يه بار ديگه تو صف واميسه بازم هيچي نميبينه، از يكي ميپرسه: شما چي رو نگاه ميكنين؟ من كه هر چي نگاه ميكنم هيچي نميبينم. يارو بهش ميگه: برو بابا دلت خوشه! ما دو ساله داريم اين تو رو نگاه ميكنيم هنوز هيچي نميبينيم، تو ميخواي با دو بار نگاه كردن چيزي ببيني؟!!
533-داشتم فکر میکردم اگه انار بودم آبمو می خوردی
اگه گل آفتابگردون بودم تخمامو میخوردی
حالا که هیچ کدوم نیستم بیا ک ی ر مو بخور ؟؟؟؟؟؟؟
534-استاد: اون کدوم عضو بدنه که میتونه تا 8 بار بزرگتر بشه ؟
دانشجویه دختر : میدونم ولی روم نمیشه بگم
استاد : به 3 دلیل برات متاسفم:
1-. جواب مردمک چشم بود
2- فکر ت منحرفه
3- توقعت خیلی زیاده
535-يک روز يک خانومه ميره دکتر ميگه آقاي دکتر نمي دونم چرا وقتي بادمجون مي خورم لبم باد ميکنه
دکتره ميگه دخترم اينکه چيزي نيست من وقتي لب مي خورم بادمجونم باد مي کنه
536-يک روز تو يه جنگل يک موش ماده عاشق يک زرافه ميشه هر چي مادر موش ميگه تو نمي توني با اون ازدواج کني
ميگه نه من دوستش دارم بايد باهاش ازدواج کنم من عاشقشم يا اون يا هيچ کس خلاصه با هم ازدواج مي کنن موش بعد چند مدت قهر مي کنه مياد خونه مامانش ميگه چي شده ميگه من طلاق مي خواهم ميگه چرا ميگه اخه مامان خسته شدم ميگه از بس رفتم بالا لب دادم اومدم پايين ک س دادم
537- بنيامين ميره حموم ومياد بيرون بهش ميگن چه خبر؟ ميگه: شامپو. صابون ريکا .زدم نمیاد نمیاد نمیاد

چند ساعتي هم شهرك شده بود مثل فلسطين، چون همين طور از آسمون ديش ها رو مي ريختند رو زمين. فكرش را كنيد، يه ديش با پايه هاي آهني از طبقه چهارم بياد رو سرت. خوب، اگه ماهواره نگاه كني، طبيعتا حق ات است

روزگاره ديگه، گاهي جوان ها مي روند انقلاب مي كنند و گاهي همون جوان ها بزرگ مي شوند و ديش ماهواره مي خرند، مي زارند رو سقف خونشون. ولي بردار ها كه بيكار نشستند، ببينيد:


اين تصاوير از بالاي خونه هاي چهار طبقه گرفته شده (فكر نكنيد كه ارتفاعش كمه). برادري را مي بينيد كه با افتخار قيچي آهن بر را در دستش گرفته تا ديش بعدي را از بيخ و بن قطع كنه. فرصت نشد كه به اش بگم خدا قوت. راستش را بخواهيد شايد يه كم هم ترسيدم، گفتم الآن يه چيز ديگه مي شنوند و مياند من گنه كار رو هم دستگير مي كنند.
ما كه از نسل انقلابيم مي دونيم كه براي يه انقلاب بايد چقد آدم ها كشته بشند تا پيروز بشه و تازه بعد از پيروزي هم هدفشان كشته مي شه. پس بهترين كار ساكت بودن و بدون حركت بودن است. بچه هاي همسايه هم با من هم عقيده بودند و فقط نگاه مي كردند و بعضي ها هم با لگد زدن به ديش خودشان، به برادر ها كمك مي كردند. اونهايي كه هم تو خونه ها بودند، قفل در پشت بام ها را باز كردند تا لازم نباشه مثل خونه هاي اول شهرك، فقل ها قيچي بشه. به هر حال يه قفل هم يه قفله!
اين هم كاري صميمانه مردم باعث شد كه در عرض حدود 3 ساعت، تمام شهرك پرديسان، با حدود 600 خانواده، يه قدم ديگه به بهشت نزديك بشه و امكان ارتباط با اجنوي در شهرك به طور مطلق قطع بشه. يه نگاه به ارتباط قطع شده بياندازيد

اين عكس نشون مي دهد كه جمهوري اسلامي علاوه بر اينكه از جان و ناموس ايراني ها دفاع مي كند!!!، اجاز نمي دهد كه ناموس هيچ اجنوي، با نگاه كردند به تصاوير مستهجن، مورد تعرض ايراني ها قرار بگيره. بابا، دمتون گرم.
الآن كه ديگه اينترنت، به لطف خدا، به طور كامل فيلتر شده، روزنامه ها بسته شدند و ماهواره ها هم جمع شده اند، فكر كنم كه ديگه لزومي به فعاليت هاي مشقت بار از طرف جمهوري!!! اسلامي نيست و مردم چند ماهي به حال خودشان رها مي شوند. يادم رفت كه بگم خوشبختانه مانتو هاي كوتاه هم جمع شده. در راستاي اداره يك حكومت، اين آخري واقعا كار بزرگيه و بايد به برادران خسته نباشيد گفت
389-ترکه لامپ خونش می سوزه بهش پماد سوختگی می زنه
390-به ترکه می گن در روز نون چی می خوری؟
می گه صبح 2 لواش ظهر 1 تافتون بعد ظهر 4 تا سنگک شب هم 2 تا لواش!!
میگن : پس بربری کی می خوری؟
می گه پس فکر کردی اونارو با چی می خورم؟
391-از آمریکائیه میپرسن, شما چه مدت زمان س ک ستون طول میکشه؟ گفت: بین 15 تا 18 دقیقه. از انگلیسیه پرسیدن گفت: بین 17 تا 20 دقیقه. از ایرانیه پرسیدن گفت: 32 دقیقه. بهش گفتن بگو ببینیم شما چه کار میکنید اینقدر س ک ستون طول میکشه؟ گفت: نیم ساعت التماس میکنیم, دو دقیقه کارمون طول میکشه
392-یه فارسه و یه لره لب دریا یه چراغ جادو پیدا میکنند. دست که بهش میزنن غول چراغ میاد بیرون و میگه: داشتم با یه فرشته حال میکردم. حالا مزاحم کارم شدید شما دوتا را همین الان میکنم! فارسه میگه آقا غوله اون ور نیگا. تا غوله اون ور نگاه میکنه فارسه میزنه به چاک. غول برمیگرده میبینه فارسه در رفت. به لره میگه حالا که رفیقت در رفت تو رو همین جا الانه خشک خشک میکنمت. لره میگه آقا غوله اون ور نیگا. تا غوله اون ور نگاه میکنه لره تف میکنه توی دستش و سریع میماله در ک ون ش!!!
393-همون یارو ميخواد به دختره تيكه بندازه ميگه در قلب مني هرگز...
394-یه روز سه تا خانوم مرغه به هم میرسن اولی میگه چه روزگاری شده ، دیشب تو کیف دخترم یه عکس جوجه خروس پیدا کردم ..... دومی ميگه این که چیزی نیست یه روز دیدم دخترم تو خیابون داره با یه خروسه ميگه و ميخنده .... سومی با گریه ميگه اینها که چیزی نیست من دیشب تو کیف دخترم یه تخم مرغ پیدا کردم
395-یك تركه عاشق مي شه براي خر همسايه ايجاد مزاحت مي كنه
396-به تركه ميگن خيلي باحالي !!!! ميگه ما بيشتر
397-يك ژايني بعد از 15 سال به يك مورچه ياد ميده كه با چوب غذا بخوره بعد اون رو مياره تو ميدان تا به مردم نشان بده مردم هم دور تادور ميايستن تا نگاه كنند يك تركه داشته از اونجا رد ميشده ميبينه همه عقب وايستادن و يك مورچه هم اون وسط هست ميره باپا مورچه رو له ميكنه ميگه اخه مورچه هم ترس داره
398-روباه ميره زير درخت به کلاغه ميگه به به چه سري چه دمي ...کلاغه ميگه زر نزن من خودم دوم دبستانم
399-تركه ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، (طبعاً) هرچي ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! تركه ميگه: نه بابا، ايلده همين پنج دقيقه پيش روشن شد!!!
ممنونم از بچه هایی که مرتبا جوک میفرستن و نظر میدن مثل شیما ، شیرین ، ابهام، سعدیه ، حمیده ، بهار ، میعاد ، پرنیا ، سارا ، رضا (تشکر الکی) ، محمد(قم و ساری) ، علیرضا ،علی ،سیمین، عاطفه ،افشین، مریم، حمید ، فرهاد ، امیر ، و یک افغانی مقیم ژاپن بنام سلیمان صمیمی . اگه اسمی جاموند اشکال از فراموشکاری منه.
376-يه روز يه پيرزنه همه دندوناشو ميكشه به جز يكيش، ازش ميپرسن: چرا اون يكی رو نكشيدي؟ ميگه: آخه ننه، ميخوام چادرمو باهاش نگهدارم
377-دردش زياد نيست . خونريزيش هم كمه ... حتی مامانت اينا هم نمي فهمن .. خودتو شل كني و چشماتو ببندي ...
.
.
.
واكسن سرخك و سرخجه
378-یه اصفهانی با برق خونه همسایشون خودکشی میکنه
379-میگن علی دایی رو تو پلی استیشن هم نمیشه تعویض کرد
380-يه خروسه ميره بالاي ديوار بعد از تو كوچه يه ماشين مرغي رد مي شه ميگه :بچه ها بياين سرويس دخترا اومد
381-ترکه نون بربري مي خره از جلو لواشي رد مي شه مي بينه نونها دارن تو دستگاه مي چرخن مي گه: اقا چقدر مي گيري اين بربري منم يه دور سوار بشه؟
382-یه ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد یکی دیگه رد میشه میگه عجب خر باهوشی ، ترکه میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم.
383- ...........خبر فوري ......
از ماه گذشته تا کنون كنكور در قزوين ادامه دارد !!!
به گذارش BBC هنوز داوطلبين جرات نكردن دفتر چه ي سوالات را از روي زمين بردارند.....!!!!!!
384-صبوري کالباس صدا دار مي خوري؟ - اووووووووووووم اي کلک حالا نوبته تو که سوسيس صدا دار بخوري
385-يه ترك ميفته داخل چاه داد ميزنه كمك يه نفر طناب ميندازه پايين تركه رو ميكشه بالا ميبينه مرده بعدا معلوم ميشه طناب رو بسته دور گردنش
386-يه تهرانيه ميره خواستگاري، پدر دختره ميپرسه: خونه داري؟ ميگه: نه! ماشين داري؟ نه! كار داري؟ نه! پدر دختره شاكي ميگه: پس چي داري كه اومدي خواستگاري؟ تهرونيه ميگه: پشت مو رو داشته باش.
387-دخترا در 18 سالگي مثل توپ فوتبالن 22نفر دنبالشونن /28سالگي مثل توپ هندبالن 10نفر دنبالشونن/ 38سالگي مثل توپ گلفن 1نفر دنبالشونه /48 سالگي مثل توپ پينگ پنگن دونفر مي خوان از خودشون دورش کنن/ در 58سالگي مثل توپ جنگي هستن همه ازشون فراری هستن.
400-به تركه ميگن چرا ترك شدي؟! ميگه: ايلده جوون بوديم، ايمكانات كم بود، پيش اومد ديگه! ميپرسن: پس چرا لر نشدي؟ ميگه: نه بابا، ديگه اونقدرها هم ايمكانات كم نبود!!!
ادامه مطلب
442-یارو کدو تنبل میخره میگذاردش کلاس تقویتی
443-دختر و پسر جواني باهم توي پارک راه مي رفتند. دختر به پسر گفت عزيزم اگر اين درخت کاج مي توانست حرف بزند، درباره ما چه مي گفت؟ پسر: مي گفت من کاج نيستم، بلوطم احمق جان!
444-به تركه ميگن بچت حشيش ميكشه ميگه حشيش چيه؟ ميگن يه چيزيه كه آدم ميكشه و ميره تو فضا. شب پسرش مياد خونه و تركه بهش ميگه اصغر حشيش ميكشي؟ پسره ميگه نه بابا چطور مگه؟ تركه: ميگه خفه شو مردم تو آسمونا ديدنت
445-به پنگوئنه ميگن آرزوت چيه ؟ ميگه : يه عکس رنگي از من بگيرن!!!
446-بچه سمنانیه میاد میگه بابا امتحانو 20 شدم . باباش میزنه تو گوشش میگه با 10 هم قبول میشدی حتما باید اینهمه خودکار حروم کنی؟
447-بيچاره مردا : وقتي بدنيا ميان همه حال مامانشونو ميپرسن - وقتي ازدواج ميکنن همه ميگن چه عروس قشنگي- وقتي ميميرن همه ميگن بيچاره زنش
448- زن رشتيه مي ميره، همه چك هاش برگشت مي خوره
449-دوتا ني ني پيش هم خوابيده بودن, پسره به دختره ميگه: تو دختلي يا پسل؟ دختره ميگه: نمي دونم, پسره ميگه: بذال من بلم زيل پتو ببينم, ميره و مياد ميگه: تو دختلي, دختره ميگه از كجا فهميدي؟؟؟؟ميگه: آخه جولابات صولتيه
450-دختر و پسره داشتن با هم قايم باشک بازی ميکردند ، دختره به پسره ميگه تو چشم بگذار اونوقت من ميرم قايم ميشم ، اگه تونستی منو پيدا کنی بغلم کن و بوسم کن ، اگه هم نتونستی منو پيدا کنی من زير راه پله قايم شدم !
451-زن خوب برای ازدواج بايد سه تا خصلت داشته باشه : 1 - نجيب باشه يعنی با جيب آدم کاری نداشته باشه ........... 2 - خانه دار باشه يعنی از خودش خونه داشته باشه 4 - مثل ماه بمونه يعنی شبها بياد و صبح بره ( بره خونه باباش ) 5 - البته در حد متعالی اين که باباش وضعش توپ باشه و 3 تا سکته هم کرده باشه
452- به آسمون نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دريا نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... به دشت های سبز نگاه ميکنم تو رو ميبينم و حتی وقتی به قلبم نگاه ميکنم تو رو ميبينم ... بابا بيا برو اونطرف بگذار يه چيز بهتر ببينيم
ادامه مطلب
453- یه ترکه میاد تهران یه دونه پرشیا نقره ای صفر می بینه میزنه شیشه هاشو خورد می کنه صاحبش می گه چرا این کارو کردی؟ مگه مرض داری؟ ترکه می گه اه مال تو بود فکر کردم مال شوکته
454-يه دفعه یه آبادانيه تو بيابون گم ميشه ، و داشته از تشنگی ميمرده .... خلاصه هی ميگفته آب آب آآآآآ آب .... يه دفعه ميرسه به يه چشمه دستاشو ميزنه تو آب ميکشه به موهاش ميگه آخيــــــــــش ، وُلک راحت شدم تيپ موهام خراب شده بود داشتم ميمردما
455- معلمه سر كلاس از يه بچه تخسه مي پرسه: اگه سه تا گنجشك سر يه شاخه درخت نشسته باشن، بعد ما يكيشون رو با تير بزنيم، چند تا گنجشك رو درخت ميمونه؟ بچهه ميگه: هيچي! معلمه ميگه: نخير دو تا ميمونه. بچهه ميگه: خوب اون دو تا هم از صداي تير فرار ميكنن ديگه. معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: جوابت درست نبود ولي از طرز فكرت خوشم اومد! بعد شاگرده ميگه: خانم حالا ما يه سوال بپرسيم؟! معلمه ميگه : بپرس. پسره ميگه: اگه سه تا خانم تو خيابون بستني بخورن، اولي گاز بزنه، دومي ليس بزنه و سومي ميك بزنه، كدومشون ازدواج كرده؟! معلمه يكم فكر ميكنه، ميگه: خوب معلومه، سومي! بچهه ميگه: نه...جوابتون درست نبود. اوني كه حلقه دستشه ازدواج كرده، ولي از طرز فكرت خوشم اومد
456-تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر مدتيه كه احساس پوچي ميكنم! دكتره ميگه: يعني چي؟ تركه ميگه: مثلاٌ الان يك ساله ميدونم كه زنم خرابه.. ولي عين خيالم نيست! دكتره ميگه: خوب تو بعضي شرايط اين ميتونه طبيعي باشه. تركه ميگه: نه آقا دكتر، آخه دخترم هم تو كار هروئينه، ولي من خياليم نيست. دكتره ميگه: خوب اين هم دليل نميشه... تركه ميگه: نه آخه آقاي دكتر، الانم كه شما جلوم نشستين، انگار دارم با ک ی ر م حرف ميزنم
457-اول سرش را با تُف خيس ميکنيم .... بعد سيخش ميکنيم .... بعد ميکنيمش تو سوراخ ......... ما اينطوری سوزن را نخ ميکنيم شما چطوری ؟
458-يه روز صبح يه پيرزنه ميره کلانتري ميگه ديشب دزد اومده خونه ام و به من تجاوز کرده
افسر مربوطه ازش مي پرسه مگه شما بيدار بودي
پيرزنه ميگه : نه
افسره ميگه : پس از کجا فهميدی بهت تجاوز شده
پيرزنه ميگه : صبح که بيدار شدم ديدم جيگرم خنک شده
459-یارو يه زن حامله رادر اتوبوس ميبينه و به او ميگه : خانم اين چيه
خانومه ميگه : معلومه بچه ام است ديگه
یارو ميگه : دوستش داري
خانومه : آره خوب، خيلي
ميگه : پس چرا قورتش دادي
460-يه روز یارو سرما ميخوره صداش ميگيره اون هم مجبور بوده با صداي يواش و از ته گلو حرف بزنه ( مجسم کنيد حالت را) ... خلاصه يه کاري پيش مياد ميره آيفون همسايشون را ميزنه .. زن همسايه آيفون را بر ميداره ميگه کيــه ،یارو با صداي يواش ميگه حاج آقا هستن ، زنه ميگه نه نيستش بيا تو
461- طرف خيلي شاكي ميره ثبتاحوال، ميگه: آقا اين اسم من خيلي ضایعه ، بايد حتماًٌ عوضش كنم. كارمنده ازش ميپرسه، مگه اسمتون چيه؟ طرف ميگه: اکبر گهُچهره ! كارمنده ميگه: آره خوب حق داريد، بايد حتماً عوضش كنيد. حالا چه اسمي ميخوايد بگذاريد؟ خشايار ميگه: اصغر گه چهره
462- تركه ميره خواستگاري، اسم دختره پروانه بوده ولي تركه قاط زده بوده، يك بند بهش ميگفته آهو خانوم! خلاصه وقتي دختره مياد چايي تعارف كنه، تركه ميگه: دست شما درد نكنه آهو خانوم! دختره شاكي ميشه، ميگه: بابا اسم من پروانهست نه آهو.تركه ميگه: اي بابا فرقي نداره... حيوون حيوونه ديگه!
463-یه بچه رشتی وقتی اسم هر کی رو می اورد ، اون طرف می مرد باباش مواظب بود اسمشو نیاره، یه روز وقتی گفت بابا ، بقال سر کوچه افتاد مرد
وقتی با یک انگشت به سمت کسی اشاره مي کنی و مسخرش ميکنی اگه خوب به دستت دقت کنی سه تا انگشتت به سمت خودته
464- به پیره زنه میگن :
ک ی ر دوست داری یا کره؟
میگه : خجالت بکش من دندون دارم کره بخورم؟؟؟؟؟
465-سخنی از بزرگ قزوینی:تا امید هست آرزو نمیکنم!
466-تو زيبا
تو ماه
تو بي نظير
تو جزاب
تو بهترين
تو مهربون
تو يه فرشته
تو دوست داشتني
ولي من چي؟ يه ادم خالي بند!!!
467-( اصلا از شعر های طنز خوشم نمیاد ولی این یکی جالبه)
پسرا ژل مي زنن به اون موهاشون.......عينک مي زنن به اون چشاشون ...اِوا خاک بر سراشون... ريمل مي زنن به اون چشاشون ... ماتيک مي مالن به اون لباشون اِوا خاک بر سراشون ....کروات مي زنن اون خوشکلاشون... واسه دوست دختراشون ...اِوا خاک بر سراشون ...کلاسور مي زارن زير بغلاشون ...يک کت مي پوشن قد باباشون... يه جفت کفش مي پوشن هرت براشون ... يکم ريش مي زارن نوک چونه هاشون ... پرفوسور مي شن جون ننه هاشون ... اِوا خاک بر سراشون
آدم مي ميره براشون...اِوا خاک بر سراشون
468-خصوصيات دخترا 1. تا زبونشون باز ميشه عوض مامان بابا ميگن شوهر!! 2.حالشون از پسرا به هم ميخوره ولي نمي دونم چرا 666 تا دوست پسر دارن 3.اگه خونشون آتيش بگيره بين بابا و لوازم آرايش حتما لوازم آرايش و انتخاب مي کنن! 4.نون شب ندارن بخورن ولي پول عمل دماغشونو رديف ميکنن! 5.همه خوشگل و خوش هيکلن(خدايا منو بخاطر اين دروغم ببخش) 5. از 8 تا 20 سالگي شونصدتا دوست پسر داشتن که هيچ کدوم درکشون نميکردن
469-تست کنکوره اردبيل:سرعت نور چقدر است؟1-بد نيست. 2-خوب است. 3-شما چطوريين؟ 4 -چه خبرا؟
470-اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟ اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟ اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟ اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟ اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟ اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟ اگه پسرا نبودن دخترا واسه کي عشوه شتري بيان؟
471-يه روز يه آلماني و يه تهراني و يه اصفهاني مي افتند تو دريا نهنگه مياد آلمانيه و تهرانيه را ميخوره ازش ميپرسند پس چرا اصفهاني را نخوردي ميگه آخه دو سال پيش يه اصفهاني خوردم تا حالا اسهالم
472-یه روز یه اصفهانی ازدواج میکنه برای اینکه خرجش کمتر بشه تنها میره ماه عسل
473-در اصفهان هيچكس ساعت ندارد براي اينكه همه از ساعت ميدان شهر استفاده مي كنند


